غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۷۵۷ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریکژزخمه مباش تا توانیهر زخمه که کژ زنی بمانی۱پیر است عروس عیش دنیامرگش طلبی اگر ستانی۲تا رخ ننمود جمله نور استچون رخ بنمود شد دخانی۳از سیل بلا چو کاه مگریزدر عشق و ولا چو پهلوانی۴چون آب روان به هر نباتیباید که حیات را رسانی۵