غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶۷ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گر یار لطیف و باوفایی

ور از دل و جان از آن مایی

۱

خواهم که در این میان درآیی

ای ماه بگو که کی برآیی

۲

چون صورت جان لطیف کاری

از حلقه چرا تو برکناری

۳

وز یارک خود دریغ داری

ای ماه بگو که کی برآیی

۴

برخیز که ما و تو چو جانیم

وز رازک همدگر بدانیم

۵

آخر نه من و تو یارکانیم

ای ماه بگو که کی برآیی

۶

دریاب که بر در خداییم

آخر بنگر که ما کجاییم

۷

تا رقص کنان ز در درآییم

ای ماه بگو که کی برآیی

۸

ای جان و جهان چرا چنینی

چون یارک خویش را نبینی

۹

در گوشه روی ترش نشینی

ای ماه بگو که کی برآیی

۱۰

چونی تو و آن دل لطیفت

و آن صورت و قامت ظریفت

۱۱

خواهم که شوم شبی حریفت

ای ماه بگو که کی برآیی

۱۲

در جمله عالم الهی

وز دامن ماه تا به ماهی

۱۳

آن شد که تو گویی و بخواهی

ای ماه بگو که کی برآیی

۱۴

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.