تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی
تو که نکته جهانی ز چه نکته میجهانی
۱تو کدام و من کدامم تو چه نام و من چه نامم
تو چه دانه من چه دامم که نه اینی و نه آنی
۲تو قلم به دست داری و جهان چو نقش پیشت
صفتیش مینگاری صفتیش میستانی
۳چو قلم ز دست بنهی بدهیش بیقلم تو
صفتی که نور گیرد ز خطاب لن ترانی
۴تن اگر چه در دوادو اثر نشان جان است
بنماید از لطافت رخ جان بدین نشانی
۵سخن و زبان اگر چه که نشان و فیض حق است
به چه ماند این زبانه به فسانه زبانی
۶گل و خار و باغ اگر چه اثری است ز آسمانها
به چه ماند این حشیشی به جمال آسمانی
۷وگر آسمان و اختر دهدت نشان جانان
به چه ماند این دو فانی به جلالت معانی
۸بفروز آتشی را که در او نشان بسوزد
به نشان رسی تو آن دم که تو بینشان بمانی
۹هجر الحبیب روحی و هما بلامکان
حجبا عن المدارک لنهایه التدانی
۱۰و هوائه ربیع نضرت به جنان
و جنانه محیط و جنانه جنانی
۱۱