رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
سوی دریای معانی که گرامی گهری
۱برگذشتی ز بسی منزل اگر یادت هست
مکن استیزه کز این مصطبه هم برگذری
۲پر فروشوی از این آب و گل و باش سبک
پی یاران پریده چه کنی که نپری
۳هین سبو بشکن و در جوی رو ای آب حیات
پیش هر کوزه شکن چند کنی کاسه گری
۴زین سر کوه چو سیلاب سوی دریا رو
که از این کوه نیاید تن کس را کمری
۵بس کن از شمس مبر نه به غروب و نه شروق
که از او گه چو هلالی و گهی چون قمری
۶