ای شه جاودانی وی مه آسمانی
چشمه زندگانی گلشن لامکانی
۱تا زلال تو دیدم قصه جان شنیدم
همچو جان ناپدیدم در تک بینشانی
۲عاشق مشک خوش بو میکند صید آهو
میرود مست هر سو یا تواش میدوانی
۳ای شکر بنده تو زان شکرخنده تو
ای جهان زنده از تو غرقه زندگانی
۴روز شد های مستان بشنوید از گلستان
میکند مرغ دستان شیوه دلستانی
۵شیوه یاسمین کن سر بجنبان چنین کن
خانه پرانگبین کن چون شکر میفشانی
۶نرگست مست گشته جنیی یا فرشته
با شکر درسرشته غنچه گلستانی
۷با چنین ساقی حق با خودی کفر مطلق
میزند جان معلق با می رایگانی
۸روز و شب ای برادر مست و بیخویش خوشتر
مست الله اکبر کش نبوده است ثانی
۹نام او جان جانها یاد او لعل کانها
عشق او در روانها هم امان هم امانی
۱۰چون برم نام او را دررسد بخت خضرا
اسم شد پس مسما بیدوی بیتوانی
۱۱چند مستند پنهان اندر این سبز میدان
میروم سوی ایشان با تو گفتم تو دانی
۱۲جان ویسند و رامین سخت شیرین شیرین
مفخر آل یاسین وز خدا ارمغانی
۱۳تو اگر میشتابی سوی مرغان آبی
آب حیوان بیابی قلزم شادمانی
۱۴چرب و شیرین بخوردی عیش و عشرت بکردی
سوی عشق آی یک شب هم ببین میزبانی
۱۵ما هم از بامدادان بیخود و مست و شادان
ای شه بامرادان مستمان میکشانی
۱۶با ظریفان و خوبان تا به شب پای کوبان
وز می پیر رهبان هر دمی دوستگانی
۱۷این قدح می شتابد تا شما را بیابد
در دل و جان بتابد از ره بیدهانی
۱۸ای که داری تو فهمی قبض کن قبض اعمی
غیر این نیست چیزی تو مباش امتحانی
۱۹غیر این نیست راهی غیر این نیست شاهی
غیر این نیست ماهی غیر این جمله فانی
۲۰نی خمش کن خمش کن رو به قاصد ترش کن
ترک اصحاب هش کن باده خور در نهانی
۲۱