هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
که براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
۱چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودست
تو برآ بر آسمانها بگشا طریق و مذهب
۲نفسی فلک نیاید دو هزار در گشاید
چو امیر خاص اقرا به دعا گشاید آن لب
۳سوی بحر رو چو ماهی که بیافت در شاهی
چو بگوید او چه خواهی تو بگو الیک ارغب
۴چو صریر تو شنیدم چو قلم به سر دویدم
چو به قلب تو رسیدم چه کنم صداع قالب
۵ز سلام خوش سلامان بکشم ز کبر دامان
که شدهست از سلامت دل و جان ما مطیب
۶ز کف چنین شرابی ز دم چنین خطابی
عجبست اگر بماند به جهان دلی مودب
۷ز غنای حق برسته ز نیاز خود برسته
به مشاغل اناالحق شده فانی ملهب
۸بکش آب را از این گل که تو جان آفتابی
که نماند روح صافی چو شد او به گل مرکب
۹صلوات بر تو آرم که فزوده باد قربت
که به قرب کل گردد همه جزوها مقرب
۱۰دو جهان ز نفخ صورت چو قیامتست پیشم
سوی جان مزلزلست و سوی جسمیان مرتب
۱۱به سخن مکوش کاین فر ز دلست نی ز گفتن
که هنر ز پای یابید و ز دم دید ثعلب
۱۲