غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۹۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی

ببینی آنچ نبی دید و آنچ دید ولی

۱

خدا ندانی خود را و خاص بنده شوی

خدای را تو ببینی به رغم معتزلی

۲

اگر تو رند تمامی ز احمقان بگریز

گشا دو چشم دلت را به نور لم یزلی

۳

مگوی عیب کسان را به غیب دان بنگر

زبان ز جهل بدوز و دگر مکن دغلی

۴

وضو ز اشک بساز و نماز کن به نیاز

خراب و مست شو ای جان ز باده ازلی

۵

برآر نعره ارنی به طور موسی وار

بزن تو گردن کافر غزا بکن چو علی

۶

دکان قند طلب کن ز شمس تبریزی

تو مرد سرکه فروشی چه لایق عسلی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـلی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نااهلیولی
  2. شویمعتزلی
  3. بگریزیزلی
  4. بنگردغلی
  5. نیازازلی
  6. وارعلی
  7. تبریزیعسلی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.