هزار جان مقدس فدای سلطانی
که دست کفر برو برنبست پالانی
۱ببرد او به سلامت میان چندین باد
به ظلمت لحد خود چراغ ایمانی
۲نگین عشق کاسیر ویند دیو و پری
ز دیو تن کی ستاند مگر سلیمانی
۳کی برشکافت زره بر تن چنین کافر
به غیر شیر حق و ذوالفقار برانی
۴برای قاعده نی غم به پیش تابوتش
دریده صورت خیرات او گریبانی
۵خنک کسی که دود پیش و پیشکش ببرد
چو بوهریره در انبان عقیق و مرجانی
۶ز خانه جانب گور و ز گور جانب دوست
لفافه را طربی و جنازه را جانی
۷