غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴۸ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو آسمان منی من زمین به حیرانی

که دم به دم ز دل من چه چیز رویانی

۱

زمین خشک لبم من ببار آب کرم

زمین ز آب تو یابد گل و گلستانی

۲

زمین چه داند کاندر دلش چه کاشته‌ای

ز توست حامله و حمل او تو می‌دانی

۳

ز توست حامله هر ذره‌ای به سر دگر

به درد حامله را مدتی بپیچانی

۴

چه‌هاست در شکم این جهان پیچاپیچ

کز او بزاید اناالحق و بانگ سبحانی

۵

گهی بنالد و ناقه بزاید از شکمش

عصا بیفتد و گیرد طریق ثعبانی

۶

رسول گفت چو اشتر شناس مؤمن را

همیشه مست خدا کش کند شتربانی

۷

گهیش داغ کند گه نهد علف پیشش

گهیش بندد زانو به بند عقلانی

۸

گهی گشاید زانوش بهر رقص جمل 

که تا مهار بدرّد کند پریشانی

۹

چمن نگر که نمی‌گنجد از طرب در پوست

که نقش چند بدو داد باغ روحانی

۱۰

ببین تو قوت تفهیم نفس کلی را

که خاک کودن از او شد مصور جانی

۱۱

چو نفس کل همه کلی حجاب و روپوشست

ز آفتاب جلالت که نیستش ثانی

۱۲

از آفتاب قدیمی که از غروب بری است

که نور روش نه دلوی بود نه میزانی

۱۳

یکان یکان بنماید هر آنچ کاشت خموش

که حامله‌ست صدف‌ها ز در ربانی

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانی۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. حیرانیرویانی
  2. کرمگلستانی
  3. کاشته‌ایمی‌دانی
  4. دگربپیچانی
  5. پیچاپیچسبحانی
  6. شکمشثعبانی
  7. راشتربانی
  8. پیششعقلانی
  9. جملپریشانی
  10. پوستروحانی
  11. راجانی
  12. روپوشستثانی
  13. استمیزانی
  14. خموشربانی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.