غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۵۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی

عجب عجب به کدامین ره از جهان رفتی

۱

بسی زدی پر و بال و قفس دراشکستی

هوا گرفتی و سوی جهان جان رفتی

۲

تو باز خاص بدی در وثاق پیرزنی

چو طبل باز شنیدی به لامکان رفتی

۳

بدی تو بلبل مستی میانه جغدان

رسید بوی گلستان به گل ستان رفتی

۴

بسی خمار کشیدی از این خمیر ترش

به عاقبت به خرابات جاودان رفتی

۵

پی نشانه دولت چو تیر راست شدی

بدان نشانه پریدی و زین کمان رفتی

۶

نشان‌های کژت داد این جهان چو غول

نشان گذاشتی و سوی بی‌نشان رفتی

۷

تو تاج را چه کنی چونک آفتاب شدی

کمر چرا طلبی چونک از میان رفتی

۸

دو چشم کشته شنیدم که سوی جان نگرد

چرا به جان نگری چون به جان جان رفتی

۹

دلا چه نادره مرغی که در شکار شکور

تو با دو پر چو سپر جانب سنان رفتی

۱۰

گل از خزان بگریزد عجب چه شوخ گلی

که پیش باد خزانی خزان خزان رفتی

۱۱

ز آسمان تو چو باران به بام عالم خاک

به هر طرف بدویدی به ناودان رفتی

۱۲

خموش باش مکش رنج گفت و گوی بخسب

که در پناه چنان یار مهربان رفتی

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: رفتیقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«رفتی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رفتیرفتی
  2. دراشکستیرفتی
  3. پیرزنیرفتی
  4. جغدانرفتی
  5. ترشرفتی
  6. شدیرفتی
  7. غولرفتی
  8. شدیرفتی
  9. نگردرفتی
  10. شکوررفتی
  11. گلیرفتی
  12. خاکرفتی
  13. بخسبرفتی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.