به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
عجب عجب به کدامین ره از جهان رفتی
۱بسی زدی پر و بال و قفس دراشکستی
هوا گرفتی و سوی جهان جان رفتی
۲تو باز خاص بدی در وثاق پیرزنی
چو طبل باز شنیدی به لامکان رفتی
۳بدی تو بلبل مستی میانه جغدان
رسید بوی گلستان به گل ستان رفتی
۴بسی خمار کشیدی از این خمیر ترش
به عاقبت به خرابات جاودان رفتی
۵پی نشانه دولت چو تیر راست شدی
بدان نشانه پریدی و زین کمان رفتی
۶نشانهای کژت داد این جهان چو غول
نشان گذاشتی و سوی بینشان رفتی
۷تو تاج را چه کنی چونک آفتاب شدی
کمر چرا طلبی چونک از میان رفتی
۸دو چشم کشته شنیدم که سوی جان نگرد
چرا به جان نگری چون به جان جان رفتی
۹دلا چه نادره مرغی که در شکار شکور
تو با دو پر چو سپر جانب سنان رفتی
۱۰گل از خزان بگریزد عجب چه شوخ گلی
که پیش باد خزانی خزان خزان رفتی
۱۱ز آسمان تو چو باران به بام عالم خاک
به هر طرف بدویدی به ناودان رفتی
۱۲خموش باش مکش رنج گفت و گوی بخسب
که در پناه چنان یار مهربان رفتی
۱۳