هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
که از جور دوری و با لطف جفتی
۱چراغ خدایی به جایی که آیی
حیات جهانی به هر جا که افتی
۲تو قانون شادی به عالم نهادی
چهها بخش کردی چه درها که سفتی
۳ولیکن ز مستان به مکر و به دستان
شرابیست نادر که آن را نهفتی
۴به بازار راعی چه نادرمتاعی
به جان ار فروشی یکی عشوه مفتی
۵به زیر و به بالا تو بودی معلا
فلک را دریدی چمن را شکفتی
۶به صورت ز خاکی و زین خاک پاکی
چو پاکان گردون نخوردی نخفتی
۷تو کن شرح این را که در هر بیانی
چو باد جنوبی غبارات رفتی
۸