رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
که ابر را عربان نام کردهاند رباب
۱چنانک ابر سقای گل و گلستانست
رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب
۲در آتشی بدمی شعلهها برافروزد
بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب
۳رباب دعوت بازست سوی شه بازآ
به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب
۴گشایش گره مشکلات عشاقست
چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب
۵جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه
که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب
۶خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا
که این گشاد ندادش مفتح الابواب
۷که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا
برای ملک وصال و برای رفع حجاب
۸به بانگ او همه دلها به یک مهم آیند
ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب
۹ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را
وظیفه خوف و رجا آمد از ثواب و عقاب
۱۰