سلبالعشق فؤادی، حصلالیوم مرادی
بزن ای مطرب عارف، که زهی دولت و شادی
۱اذنالعشق تعالوا، لتذوقوا و تنالوا
هله ای مژده شیرین، چه نسیمی و چه بادی!
۲کتبالروح سراحی سمع الکاس صیاحی
ز تو اندر دورانم، که ره دور گشادی
۳لخلیلی دورانی، لحبیبی سیرانی
چو جهت نیست خدا را، چه روم سوی بوادی؟!
۴نه که بر کعبهٔ اعظم دورانست و طوافی؟
دورانی و طوافی لک، یا اهل ودادی
۵فتحالعشق رواقا فاجیبوه سباقا
هله در گلشن جان رو، چو مریدی و مرادی
۶لتری فیه خمورا، و نشاطا و سرورا
که چنان عیش ندیدی تو از آن روز که زادی
۷انا قصرت کلامی، فتفضل بتمامی
بگشا شرح محبت هله بر رغم اعادی
۸