سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
۱مشین این جا تو با اندیشهٔ خویش
اگر مردی برو آن جا که یارست
۲مگو «باشد که او ما را نخواهد»
که مرد تشنه را با این چه کارست؟
۳که پروانه نیندیشد ز آتش
که جان عشق را اندیشه عارست
۴چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید
در آن ساعت هزار اندر هزارست
۵شنیدی طبل برکش زود شمشیر
که جان تو غلاف ذوالفقارست
۶بزن شمشیر و مُلک عشق بستان
که ملک عشق ملک پایدارست
۷حسین کربلایی، آب بگذار
که آب امروز تیغ آبدارست
۸