غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۳۷ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریببستی چشم یعنی وقت خواب استنه خوابست آن حریفان را جواب است۱تو میدانی که ما چندان نپاییمولیکن چشم مستت را شتاب است۲جفا میکن جفاات جمله لطف استخطا میکن خطای تو صواب است۳تو چشم آتشین در خواب میکنکه ما را چشم و دل باری کباب است۴بسی سرها ربوده چشم ساقیبه شمشیری که آن یک قطره آب است۵یکی گوید که این از عشق ساقیستیکی گوید که این فعل شراب است۶می و ساقی چه باشد نیست جز حقخدا داند که این عشق از چه باب است۷