دو چشم آهوانش شیرگیرست
کز او بر من روان باران تیرست
۱کمان ابروان و تیر مژگان
گواهانند کو بر جان امیرست
۲چو زلف درهمش درهم از آنم
که بوی او به از مشک و عبیرست
۳در آن زلفین از آن میپیچد این جان
که دل زنجیر زلفش را اسیرست
۴مگو آن سرو ما را تو نظیری
که ماه ما به خوبی بینظیرست
۵بیندازم من این سر را به پیشش
اگر چه سر به پیش او حقیرست
۶خیال روی شه را سجده میکن
خیال شه حقیقت را وزیرست
۷