هم به بر این بت زیبا خوشکست
من نشستم که همین جا خوشکست
۱مطرب و یار من و شمع و شراب
این چنین عیش مهیا خوشکست
۲من و تو هیچ از این جا نرویم
پهلوی شکر و حلوا خوشکست
۳خجل است از رخ یارم گل تر
با چنین چهره و سیما خوشکست
۴هر صباحی ز جمالش مستیم
خاصه امروز که با ما خوشکست
۵بجهم حلقهٔ زلفش گیرم
که در آن حلقه تماشا خوشکست
۶شمس تبریز که نور دلهاست
دایما با گل رعنا خوشکست
۷