کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست
۱آنک به رقص آورد پرده دل بردرد
این همه بویش کند دیدن او خود جداست
۲جنبش خلقان ز عشق جنبش عشق از ازل
رقص هوا از فلک رقص درخت از هواست
۳دل چو شد از عشق گرم رفت ز دل ترس و شرم
شد نفسش آتشین عشق یکی اژدهاست
۴ساقی جان در قدح دوش اگر درد ریخت
دردی ساقی ما جمله صفا در صفاست
۵باده عشق ای غلام نیست حلال و حرام
پر کن و پیش آر جام بنگر نوبت که راست
۶ای دل پاک تمام بر تو هزاران سلام
جمله خوبان غلام جمله خوبی تو راست
۷سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار
دادن جان در سجود جان همه سجدههاست
۸