هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
ما به چمن میرویم عزم تماشا که راست
۱نوبت خانه گذشت نوبت بستان رسید
صبح سعادت دمید وقت وصال و لقاست
۲ای شه صاحب قران خیز ز خواب گران
مرکب دولت بران نوبت وصل آن ماست
۳طبل وفا کوفتند راه سما روفتند
عیش شما نقد شد نسیه فردا کجاست
۴روم برآورد دست زنگی شب را شکست
عالم بالا و پست پرلمعان و صفاست
۵ای خنک آن را که او رست از این رنگ و بو
زانک جز این رنگ و بو در دل و جان رنگهاست
۶ای خنک آن جان و دل کو رهد از آب و گل
گرچه در این آب و گل دستگه کیمیاست
۷