پیشتر آ روی تو جز نور نیست
کیست که از عشق تو مخمور نیست
۱نی غلطم در طلب جان جان
پیش میا پس به مرو دور نیست
۲طلعت خورشید کجا برنتافت
ماه بر کیست که مشهور نیست
۳پرده اندیشه جز اندیشه نیست
ترک کن اندیشه که مستور نیست
۴ای شکری دور ز وهم مگس
وی عسلی کز تن زنبور نیست
۵هر که خورد غصه و غم بعد از این
با رخ چون ماه تو معذور نیست
۶هر دل بیعشق اگر پادشاست
جز کفن اطلس و جز گور نیست
۷تابش اندیشه هر منکری
مقت خدا بیند اگر کور نیست
۸پیر و جوان کو خورد آب حیات
مرگ بر او نافذ و میسور نیست
۹پرده حق خواست شدن ماه و خور
عشق شناسید که او حور نیست
۱۰مفخر تبریز توی شمس دین
گفتن اسرار تو دستور نیست
۱۱