غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۹ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

مرغ دلم باز پریدن گرفت

طوطی جان قند چریدن گرفت

۱

اشتر دیوانه سرمست من

سلسله عقل دریدن گرفت

۲

جرعه آن باده بی‌زینهار

بر سر و بر دیده دویدن گرفت

۳

شیر نظر با سگ اصحاب کهف

خون مرا باز خوریدن گرفت

۴

باز در این جوی روان گشت آب

بر لب جو سبزه دمیدن گرفت

۵

باد صبا باز وزان شد به باغ

بر گل و گلزار وزیدن گرفت

۶

عشق فروشید به عیبی مرا

سوخت دلش بازخریدن گرفت

۷

راند مرا رحمتش آمد بخواند

جانب ما خوش نگریدن گرفت

۸

دشمن من دید که با دوستم

او ز حسد دست گزیدن گرفت

۹

دل برهید از دغل روزگار

در بغل عشق خزیدن گرفت

۱۰

ابروی غماز اشارت کنان

جانب آن چشم خمیدن گرفت

۱۱

عشق چو دل را به سوی خویش خواند

دل ز همه خلق رمیدن گرفت

۱۲

خلق عصااند عصا را فکند

قبضه هر کور که دیدن گرفت

۱۳

خلق چو شیرند رها کرد شیر

طفل که او لوت کشیدن گرفت

۱۴

روح چو بازیست که پران شود

کز سوی شه طبل شنیدن گرفت

۱۵

بس کن زیرا که حجاب سخن

پرده به گرد تو تنیدن گرفت

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفتقافیه: ـیدن۱۶ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گرفتگرفت
  2. منگرفت
  3. بی‌زینهارگرفت
  4. کهفگرفت
  5. آبگرفت
  6. باغگرفت
  7. مراگرفت
  8. بخواندگرفت
  9. دوستمگرفت
  10. روزگارگرفت
  11. کنانگرفت
  12. خواندگرفت
  13. فکندگرفت
  14. شیرگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.