همچو گل سرخ بُرو دست دست
همچو میای خلق ز تو مست مست
۱بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جَست جَست
۲غیرت تو گفت بُرو راه نیست
رحمت تو گفت: «بیا! هست هست»
۳لطف تو دریاست و منم ماهیاش
غیرت تو ساخت مرا شَست شَست
۴مرهم تو طالب مجروحهاست
نیست غم ار شستِ توام خست خست
۵ای که تو نزدیکتر از دَم به من
دَم نزنم پیش تو جز پست پست
۶گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود
از دم یعقوب کرم رَست رَست
۷مستِ همه گَرد در این شهر ما
دزد و عسس را شَهِ ما بست بست
۸