ای ز بِگَه خاسته سر مست مست
مستِ شرابی و شرابِ الست
۱عشق رسانید تو را همچو جام
از برِ ما تا برِ خود دست دست
۲بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جَست جَست
۳هر گُهری کان ز خزینهٔ خداست
در دو لبِ لعلِ تو آن هست هست
۴فاش شد این عشقِ تو بیقصد ما
بند بدرید ز دل جَست جَست
۵فاش شد آن راز که در نیم شب
زیر زبان گفته بُدَم پست پست
۶کِرم خورد چوب و بروید ز چوب
عشق ز من رُست و مرا خَست خَست
۷