ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
آن مهی نی کو بود بالای چرخ
۱تو ز چرخی با تو میگویم ز چرخ
ور نه این خورشید را چه جای چرخ
۲زهره را دیدم همیزد چنگ دوش
ای همه چون دوش ما شبهای چرخ
۳جان من با اختران آسمان
رقص رقصان گشته در پهنای چرخ
۴در فراق آفتاب جان ببین
از شفق پرخون شده سیمای چرخ
۵سر فروکن یک دمی از بام چرخ
تا زنم من چرخها در پای چرخ
۶سنگ از خورشید شد یاقوت و لعل
چشم از خورشید شد بینای چرخ
۷ماه خود بر آسمان دیگرست
عکس آن ماهست در دریای چرخ
۸