زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند
۱هر که بدید از او نظر باخبرست و بیخبر
او ملکست یا بشر بر در ما چه میکند
۲زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده
سنگ از او گهر شده بر در ما چه میکند
۳ای بت شنگ پردهای گر تو نه فتنه کردهای
هر نفسی چنین حشر بر در ما چه میکند
۴گر نه که روز روشنی پیشه گرفته رهزنی
روز به روز و ره گذر بر در ما چه میکند
۵ور نه که دوش مست او آمد و درشکست او
پس به نشانه این کمر بر در ما چه میکند
۶گر نه جمال حسن او گرد برآرد از عدم
این همه گرد شور و شر بر در ما چه میکند
۷از تبریز شمس دین سوی که رای میکند
بحر چه موج زد گهر بر در ما چه میکند
۸