عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود
چونک جمال این بود رسم وفا چرا بود
۱این همه لطف و سرکشی قسمت خلق چون شود
این همه حسن و دلبری بر بت ما چرا بود
۲درد فراق من کشم ناله به نای چون رسد
آتش عشق من برم چنگ دوتا چرا بود
۳لذت بیکرانه ایست عشق شدست نام او
قاعده خود شکایتست ور نه جفا چرا بود
۴از سر ناز و غنج خود روی چنان ترش کند
آن ترشی روی او روح فزا چرا بود
۵آن ترشی روی او ابرصفت همیشود
ور نه حیات و خرمی باغ و گیا چرا بود
۶