غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

امروز جمال تو سیمای دگر دارد

امروز لب نوشت حلوای دگر دارد

۱

امروز گل لعلت از شاخ دگر رُسته‌ست

امروز قدِ سروت بالای دگر دارد

۲

امروز خود آن ماهت در چرخ نمی‌گنجد

وان سکه‌ی چون چرخت پهنای دگر دارد

۳

امروز نمی‌دانم فتنه ز چه پهلو خاست

دانم که از او عالم غوغای دگر دارد

۴

آن آهو‌ِ شیرافکن پیداست در آن چشمش

کاو از دو جهان بیرون صحرای دگر دارد

۵

رفت این دل سودایی گم شد دل و هم سودا

کاو برتر از این سودا سودای دگر دارد

۶

گر پا نبوَد عاشق با پرِ ازل پرد

ور سر نبود عاشق سرهای دگر دارد

۷

دریای دو چشم او را می‌جست و تهی می‌شد

آگاه نبُد کان دُر ، دریایِ دگر دارد

۸

در عشق دو عالم را من زیر و زبر کردم

این جاش چه می‌جستی کاو جای دگر دارد

۹

امروز دلم عشقست فردای دلم معشوق

امروز دلم در دل فردای دگر دارد

۱۰

گر شاه صلاح‌الدین پنهانست عجب نبوَد

کز غیرت حق هر دم لالای دگر دارد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دگر داردقافیه: ـای۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دگر دارد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دارددارد
  2. رسته‌ستدارد
  3. نمی‌گنجددارد
  4. خاستدارد
  5. چشمشدارد
  6. سودادارد
  7. پرددارد
  8. می‌شددارد
  9. کردمدارد
  10. معشوقدارد
  11. نبوددارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.