چو شب شد جملگان در خواب رفتند
همه چون ماهیان در آب رفتند
۱دو چشم عاشقان بیدار تا روز
همه شب سوی آن محراب رفتند
۲چو ایشان را حریف از اندرونست
چه غم دارند اگر اصحاب رفتند
۳همه در غصه و در تاب و عشاق
به سوی طره پرتاب رفتند
۴همه اندر غم اسباب و ایشان
قلنداروار بیاسباب رفتند
۵که یابد گرد ایشان را که ایشان
چو برق و باد سخت اشتاب رفتند
۶تو چون دلوی بر بن دولاب میگرد
که ایشان برتر از دولاب رفتند
۷ببین آنها که بند سیم بودند
درون خاک چون سیماب رفتند
۸ببین آنها که سیمین بر گزیدند
به روی سرخ چون عناب رفتند
۹