غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۶ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند

خوش به هر قطره دو صد گوهر جان بردارند

۱

همه از کار از آن روی معطل شده‌اند

چو از آن سر نگری موی به مو در کارند

۲

گرچه بی‌دست و دهانند درختان چمن

لیک سرسبز و فزاینده و دردی خوارند

۳

صد هزارند ولیکن همه یک نور شوند

شمع‌ها یک صفتند ار به عدد بسیارند

۴

نورهاشان به هم اندرشده بی‌حد و قیاس

چون برآید مه تو جمله به تو بسپارند

۵

چشم‌هاشان همه وامانده در بحر محیط

لب فروبسته از آن موج که در سر دارند

۶

ای بسا جان سلیمان نهان همچو پری

که به لشکرگهشان مور نمی‌آزارند

۷

هست اندر پس دل واقف از این جاسوسی

کو بگوید همه اسرار گرش بفشارند

۸

بی کلیدیست که چون حلقه ز در بیرونند

ور نه هر جزو از آن نقده کل انبارند

۹

این بدن تخت شه و چار طبایع پایش

تاجداران فلک تخت به تو نگذارند

۱۰

شمس تبریز اگر تاج بقا می‌بخشد

دل و جان را تو بشارت ده اگر بیدارند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـارند۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کارندبردارند
  2. شده‌اندکارند
  3. چمنخوارند
  4. شوندبسیارند
  5. قیاسبسپارند
  6. محیطدارند
  7. پرینمی‌آزارند
  8. جاسوسیبفشارند
  9. بیرونندانبارند
  10. پایشنگذارند
  11. می‌بخشدبیدارند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.