ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
هر مرادی که بودشان همه در بر گیرند
۱جان و دل را چو به پیک در تو بسپارند
جان باقی خوش شاد معطر گیرند
۲بندگانند تو را کز تو تویشان مقصود
پای در راه تو بنهند و کم سر گیرند
۳ترک این شرب بگویند در این روزی چند
عوض شرب فنا شربت کوثر گیرند
۴چون ستاره شب تاریک پی مه گردند
چو مه چارده رخسار منور گیرند
۵گر بمانند یتیم از پدر و مادر خاک
پدر و مادر روحانی دیگر گیرند
۶چون ببینند که تن لقمه گورست یقین
جان و دل زفت کنند و تن لاغر گیرند
۷بس کن این لکلک گفتار رها کن پس از این
تا سخنها همه از جان مطهر گیرند
۸