این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
۱آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول
که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید
۲بپرد جانب بالا چو چنان بال بیافت
بدرد جامه تن را چو چنان نامه رسید
۳چه کمندست که پر میکشد این جانها را
چه ره است آن ره پنهان که از آن راه کشید
۴رحمتش نامه فرستاد که این جا بازآ
که در آن تنگ قفس جان تو بسیار طپید
۵لیک در خانه بیدر تو چو مرغی بیپر
این کند مرغ هوا چونک به چستی افتید
۶بی قراریش گشاید در رحمت آخر
بر در و سقف همیکوب پر اینست کلید
۷تا نخوانیم ندانی تو ره واگشتن
که ره از دعوت ما گردد بر عقل بدید
۸هر چه بالا رود ار کهنه بود نو گردد
هر نوی کاید این جا شود از دهر قدید
۹هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر
فی امان الله کان جا همه سودست و مزید
۱۰هله خاموش برو جانب ساقی وجود
که می پاک ویت داد در این جام پلید
۱۱