بار دیگر یار ما هنباز کرد
اندک اندک خوی از ما باز کرد
۱مکرهای دشمنان در گوش کرد
چشم خود بر یار دیگر باز کرد
۲هر دم از جورش دل آرد نو خبر
غم دل ترسنده را غماز کرد
۳رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت
یک بهانه جست و دست انکاز کرد
۴ای دریغا راز ما با همدگر
کو دگر کس را چنین همراز کرد
۵ای دل از سر صبر را آغاز کن
زانک دلبر جور را آغاز کرد
۶عقل گوید کاین بداندیشی مکن
او از آن ماست بر ما ناز کرد
۷میدهد چون مه صلاح الدین ضیا
کارغنون را زهره جان ساز کرد
۸