برنشین ای عزم و منشین ای امید
کز رسولانش پیاپی شد نوید
۱دود و بویی میرسد از عرش غیب
ای نهانان سوی بوی آن پرید
۲هر چه غفلت کور و پنهان میکند
دود بویش میکند آن را سپید
۳ما ز گردون سوی مادون آمدیم
باز ما را سوی گردون برکشید
۴همچو مریم سوی خرمابن رویم
زانک خرمایی ندارد شاخ بید
۵بس کن و از حرف در معنی گریز
چند معنی را ز حرفی میمزید
۶این مزیدن طفل بیدندان کند
گر شما مردید نان را خود گزید
۷