عشق اکنون مهربانی میکند
جان جان امروز جانی میکند
۱در شعاع آفتاب معرفت
ذره ذره غیب دانی میکند
۲کیمیای کیمیاسازست عشق
خاک را گنج معانی میکند
۳گاه درها میگشاید بر فلک
گه خرد را نردبانی میکند
۴گه چو صهبا بزم شادی مینهد
گه چو دریا درفشانی میکند
۵گه چو روح الله طبیبی میشود
گه خلیلش میزبانی میکند
۶اعتمادی دارد او بر عشق دوست
گر سماع لن ترانی میکند
۷اندر این طوفان که خونست آب او
لطف خود را نوح ثانی میکند
۸بانگ انانستعین ما شنید
لطف و داد و مستعانی میکند
۹چون قرین شد عشق او با جانها
مو به مو صاحب قرانی میکند
۱۰ارمغانهای غریب آورده است
قسمت آن ارمغانی میکند
۱۱هر که میبندد ره عشاق را
جاهلی و قلتبانی میکند
۱۲سرنگون اندررود در آب شور
هر که چون لنگر گرانی میکند
۱۳تا چه خوردست این دهان کز ذوق آن
اقتضای بیزبانی میکند
۱۴