غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۰ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سپاس آن عدمی را که هستِ ما بربود

ز عشقِ آن عدم آمد جهانِ جان به وجود

۱

به هر کجا عدم آید وجود کم گردد

زهی عدم که چو آمد از او وجود فزود

۲

به سال‌ها بربودم من از عدم هستی

عدم به یک نظر آن جمله را ز من بربود

۳

رهد ز خویش و ز پیش و ز جان مرگ اندیش

رهد ز خوف و رجا و رهد ز باد و ز بود

۴

کُهِ وجود چو کاهست پیش بادِ عدم

کدام کوه که او را عدم چو کَه نربود

۵

وجود چیست و عدم چیست کاه و که چه بود

شه ای عبارت از در برون ز بام فرود

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـود۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بربودوجود
  2. گرددفزود
  3. هستیبربود
  4. اندیشبود
  5. عدمنربود
  6. بودفرود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.