غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۹ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صبر با عشق بس نمی‌آید

عقل فریادرس نمی‌آید

۱

بیخودی خوش ولایتیست ولی

زیر فرمان کس نمی‌آید

۲

کاروان حیات می‌گذرد

هیچ بانگ جرس نمی‌آید

۳

بوی گلشن به گل همی‌خواند

خود تو را این هوس نمی‌آید

۴

زانک در باطن تو خوش نفسیست

از گزاف این نفس نمی‌آید

۵

بی خدای لطیف شیرین کار

عسلی از مگس نمی‌آید

۶

هر دمی تخم نیکوی می‌کار

تا نکاری عدس نمی‌آید

۷

هیچ کردی به خیر اندیشه

که جزا از سپس نمی‌آید

۸

بس کن ایرا که شمع این گفتار

جانب هر غلس نمی‌آید

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌آیدقافیه: ـس۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌آیدنمی‌آید
  2. ولینمی‌آید
  3. می‌گذردنمی‌آید
  4. همی‌خواندنمی‌آید
  5. نفسیستنمی‌آید
  6. کارنمی‌آید
  7. می‌کارنمی‌آید
  8. اندیشهنمی‌آید
  9. گفتارنمی‌آید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.