قصایدقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ ناصرخسروشاعرناصرخسرومجموعهقصایدقالبقصیدهوزنفعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرینگه کن زده صف دو انبوه لشکریکی را یکی ایستاده برابر۱نه آن جای این را نه این جای آن رابگردند هردو به هردو صف اندر۲به دو سوی صف دو برادر مبارزابا هر یکی پنج فرزند در خور۳رسولی شغب کو میان دو صفشاندوان زین برادر سوی آن برادر۴رسولی که پیغام او از پس اوهمی ماند اندر میان دو لشکر۵کنند آتشی هر دو لشکر ولیکنهمه روی بر روی بنهند یکسر۶