قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ ناصرخسرو

مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

وبال است بر مرد عمر درازش

چو عمر درازش فزود اندر آزش

۱

سوی چشمهٔ شوربختی شتابد

کرا آز باشد دلیل و نهازش

۲

هر آن ناز کغاز او آز باشد

مدارش به ناز و مخوان جز نیازش

۳

به نازی کزو دیگری رنجه گردد

چه نازی که ناید بدین هیچ آزش؟

۴

به خواب اندر است، ای برادر، ستمگر

چه غره شده‌ستی بدان چشم بازش؟

۵

کرا در زیان کسان سود باشد

نداند خردمند باز از گرازش

۶

مکن چشم بر بد کنش بازو گردش

مگرد و مشو تا توانی فرازش

۷

که در مهر او کینه بسته است ازیرا

که بسته است چشم دل این مهره بازش

۸

بده پند و خاموش یک چند روزی

یله کن بر این کرهٔ دور تازش

۹

که خود زود بندازد این شوم کره

بناگاه در چاه هفتاد بازش

۱۰

جهان فریبنده را نوش بر روی

چو زهر است در پیش و رنج است نازش

۱۱

کرا داد چیزی کزو باز نستد؟

کرا برگرفت او که نفگند بازش؟

۱۲

جهان مار بدخوست منوازش از بن

ازیرا نسازدش هرگز نوازش

۱۳

نمازت برد گرش خواری نمائی

وزو خوار گردی چو بردی نمازش

۱۴

به راحت شدم من چو زو بازگشتم

درست است این قول و این است رازش

۱۵

نبینی که گر بازگشتی، به ساعت

به راحت بدل گشت رنج درازش

۱۶

زگیتی حذر ساز و با او دوالک

مباز و برون کن دل از چنگ بازش

۱۷

دل از راه دنیا به دین بازگردان

زعلم و عمل جوی زاد و جهازش

۱۸

کند باز هرگز مگر دست طاعت

دری را که کرده‌است عصیان فرازش؟

۱۹

اگر جانت مرکب ندارد ز دانش

مکن خیره رنجه به راه حجازش

۲۰

دلت گر ز بی‌طاعتی زنگ دارد

هلا به آتش علم و طاعت گدازش

۲۱

کرا جامهٔ عز بربود دنیا

به دین باز گردد بدو اعتزازش

۲۲

یکی خوب دیبا شمر دین حق را

که علم است و پرهیز نقش و طرازش

۲۳

کرا دست کوتاه یابی ز دانش

مشو فتنه بر مال و دست درازش

۲۴

سزد گر ننازی تو بر صحبت او

وگر همچو نرگس بود پی پیازش

۲۵

کرا ره گشاده شود سوی دانش

حقیقت شود سوی دانا مجازش

۲۶

و گر چند پنهان و معزول باشد

نداند سرافراز جز سرفرازش

۲۷

که نادان همان خوی بد پیشت آرد

وگر پاره پاره ببری به گازش

۲۸

نسازد تو را طبع با گفتهٔ او

چو گفتار تو نوفتد طبع سازش

۲۹

کسی کو به شهر محبت نیاید

بده سوی دشت عداوت جوازش

۳۰

به حجت نگه کن که در دین و دنیا

چگونه است از این ناکسان احترازش

۳۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـازش۲۹ از ۳۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. درازشآزش
  2. شتابدنهازش
  3. باشدنیازش
  4. گرددآزش
  5. ستمگربازش
  6. باشدگرازش
  7. گردشفرازش
  8. ازیرابازش
  9. روزیتازش
  10. کرهبازش
  11. روینازش
  12. نستدبازش
  13. بننوازش
  14. نمائینمازش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ناصرخسرو

۶۳۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۸۱ شعر) قرار دارد.