آمد بهار و نوبت صحرا شد
وین سال خورده گیتی برنا شد
۱آب چو نیل برکهش میگون شد
صحرای سیمگونش خضرا شد
۲وان باد چون درفش دی و بهمن
خوش چون بخار عود مطرا شد
۳بیچاره مشک بید شده عریان
با گوشوار و قرطهٔ دیبا شد
۴رخسار دشتها همه تازه شد
چشم شکوفهها همه بینا شد
۵بینا و زنده گشت زمین زیرا
باد صبا فسون مسیحا شد
۶بستان ز نو شکوفه چوگردون شد
تا نسترن به سان ثریا شد
۷گر نیست ابر معجزهٔ یوسف
صحرا چرا چو روی زلیخا شد
۸بشکفت لاله چون رخ معشوقان
نرگس به سان دیدهٔ شیدا شد
۹از برف نو بنفشه گر ایمن گشت
ایدون چرا چو جامهٔ ترسا شد
۱۰تیره شد آب و گشت هوا روشن
شد گنگ زاغ و بلبل گویا شد
۱۱بستان بهشتوار شد و لاله
رخشان به سان عارض حورا شد
۱۲چون هندوان به پیش گل و بلبل
زاغ سیاه بنده و مولا شد
۱۳وان گلبن چو گنبد سیمینش
آراسته چو قبهٔ مینا شد
۱۴چون عمروعاص پیش علی دی مه
پیش بهار عاجر و رسوا شد
۱۵معزول گشت زاغ چنین زیرا
چون دشمن نبیرهٔ زهرا شد
۱۶کفر و نفاق از وی چو عباسی
بر جامهٔ سیاهش پیدا شد
۱۷خورشید فاطمی شد و باقوت
برگشت و از نشیب به بالا شد
۱۸تا نور او چو خنجر حیدر شد
گلبن قوی چو دلدل شهبا شد
۱۹خورشید چون به معدن عدل آمد
با فصل زمهریر معادا شد
۲۰افزون گرفت روز چو دین و شب
ناقص چو کفر و تیره چو سودا شد
۲۱اهل نفاق گشت شب تیره
رخشنده روز از اهل تولا شد
۲۲گیتی به سان خاطر بیغفلت
پرنور و نفع و خیر ازیرا شد
۲۳چون بود تیره همچو دل جاهل
واکنون چرا چوخاطر دانا شد؟
۲۴زیرا که سید همه سیاره
اندر حمل به عدل توانا شد
۲۵عدل است اصل خیر که نوشروان
اندر جهان به عدل مسما شد
۲۶بنگر کز اعتدال چو سر برزد
با خور چه چند چیز هویدا شد
۲۷بنگر که این غریژن پوسیده
یاقوت سرخ و عنبر سارا شد
۲۸علم است و عدل نیکی و رسته گشت
آنکو بدین دو معنی گویا شد
۲۹داد خرد بده که جهان ایدون
از بهر عقل و عدل مهیا شد
۳۰زیبا به علم شو که نه زیباست
آن کس که او به دنیا زیبا شد
۳۱او را مجوی و علم طلب زیرا
بس کس که او فریفته به آوا شد
۳۲غره مشو بدان که کسی گوید
بهمان فقیه بلخ و بخارا شد
۳۳زیرا که علم دینی پنهان شد
چون کار دین و علم به غوغا شد
۳۴مپذیر قول جاهل تقلیدی
گرچه بهنام شهرهٔ دنیا شد
۳۵چون و چرا بجوی که بر جاهل
گیتی چو حلقه تنگ از اینجا شد
۳۶با خصم گوی علم که بیخصمی
علمی نه پاک شد نه مصفا شد
۳۷زیرا که سرخ روی برون آمد
هر کو به پیش حاکم تنها شد
۳۸خوی مهان بگیر و تواضع کن
آن را که او به دانش والا شد
۳۹کز قعر چاه تا به کران رایش
ایدون به چرخ بر به مدارا شد
۴۰خاک سیه بهطاعت خرمابن
بنگر چگونه خوش خوش خرما شد
۴۱دانش گزین و صبر طلب زیرا
دارا به صبر و دانش دارا شد
۴۲خوی کرام گیر که حری را
خوی کریم مقطع و مبدا شد
۴۳