ای به ازل بوده و نابوده ما
وی به ابد زنده و فرسوده ما
۱دور جنیبتکشِ فرمان تست
سُفتِ فلک غاشیهگردان تست
۲حلقهزنِ خانهبهدوش توایم
چون درِ تو حلقهبهگوش توایم
۳داغ تو داریم و سگ داغدار
مینپذیرند شهان در شکار
۴هم تو پذیری که ز باغ توایم
قمری طوق و سگ داغ توایم
۵بیطمعیم از همه سازندهای
جز تو نداریم نوازندهای
۶از پی توست این همه امّید و بیم
هم تو ببخشای و ببخش ای کریم
۷چارهٔ ما ساز که بیداوریم
گر تو برانی به که روی آوریم
۸این چه زبان وین چه زبانرانی است
گفته و ناگفته پشیمانی است
۹دل ز کجا وین پر و بال از کجا
من که و تعظیم جلال از کجا
۱۰جان به چه دل راه درین بحر کرد
دل به چه گستاخی ازین چشمه خَورد
۱۱در صفتت گنگ فرو ماندهایم
«مَن عرف الله» فرو خواندهایم
۱۲چون خجلیم از سخن خام خویش
هم تو بیامرز به انعام خویش
۱۳پیش تو گر بیسر و پای آمدیم
هم به امید تو خدای آمدیم
۱۴یار شو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چارهٔ بیچارگان
۱۵قافله شد، واپسیِ ما ببین
ای کَسِ ما بیکَسیِ ما ببین
۱۶بر که پناهیم تویی بینظیر
در که گریزیم تویی دستگیر
۱۷جز در تو قبله نخواهیم ساخت
گر ننوازی تو، که خواهد نواخت
۱۸دست چنین پیش که دارد که ما
زاری ازین بیش که دارد که ما
۱۹درگذر از جرم که خواهندهایم
چارهٔ ما کن که پناهندهایم
۲۰ای شرف نام نظامی به تو
خواجگی اوست غلامی به تو
۲۱نزل تحیّت به زبانش رسان
معرفت خویش به جانش رسان
۲۲