ای آسمان جنیبه کش کبریای تو
وی آفتاب پرتوی از نور رای تو
۱دارای دهر آصف ثانی عمید ملک
ای صد هزار حاتم طائی گدای تو
۲خورشید نورگستر و مفتاح دولتست
رای رزین و خاطر مشگلگشای تو
۳خواهد فلک که حکم کند در جحهان ولی
کاری مسیرش نشود بیرضای تو
۴بحر محیط را که عطا بخش مینهند
غرق خجالتست ز فیض عطای تو
۵پیش از وجود انجم و ارکان نهاده بود
گنجور بخت گنج سعادت برای تو
۶روز نبرد چونکه پریشان کند صبا
گیسوی پرچم علم سدره سای تو
۷گرد از یلان برآرد و افغان ز پردلان
از گرد راه بازوی معجز نمای تو
۸شاها من آنکسم که شب و روز کردهام
از روی اعتقاد سر و جان فدای تو
۹کس را دگر ندانم و جائی نباشدم
چون آستانهٔ در دولت سرای تو
۱۰صد سال اگر به فارس توقف بود مرا
وجه معاش من نبود جز عطای تو
۱۱غیر از ثنای تو نبود شغل دیگرم
کاری نباشدم به جهان جز دعای تو
۱۲روزم بود خجسته و کارم بود به کار
هرگه که بامداد ببینم لقای تو
۱۳آنکس توئیکه همچو منت صدهزار هست
وانکس منم که نیست مرا کس به جای تو
۱۴چندانکه رهنمای بنی آدمست عقل
بادا سعادت ابدی رهنمای تو
۱۵