خوشا کسی که ز عشقش دمی رهایی نیست
غمش ز رندی و میلش به پارسایی نیست
۱دل رمیدهٔ شوریدگان رسوایی
شکستهایست که در بند مومیایی نیست
۲ز فکر دنیی و عقبی فراغتی دارد
خداشناس که با خلقش آشنایی نیست
۳غلام همت درویش قانعم کاو را
سر بزرگی و سودای پادشایی نیست
۴مراد خود مطلب هر زمان ز حضرت حق
که بر در کرمش حاجت گدایی نیست
۵به کنج عزلت از آن روی گشتهام خرسند
که دیگرم هوس صحبت ریایی نیست
۶قلندریست مجرد عبید زاکانی
حریف خواجگی و مرد کدخدایی نیست
۷