ما سریر سلطنت در بینوائی یافتیم
لذت رندی ز ترک پارسائی یافتیم
۱سالها دریوزه کردیم از در صاحبدلان
مایهٔ این پادشاهی زان گدائی یافتیم
۲همت ما از سر صورت پرستی در گذشت
لاجرم در ملک معنی پادشائی یافتیم
۳پرتو شمع تجلی بر دل ما شعله زد
این همه نور و ضیا زان روشنائی یافتیم
۴صحبت میخوارگان از خاطر ما محو کرد
آن کدورتها که از زهد ریائی یافتیم
۵پیش از این در سر غرور سرفرازی داشتیم
ترک سر کردیم و زان زحمت رهائی یافتیم
۶گرچه آسیب فلک بشکست ما را چون عبید
از درونهای بزرگان مومیائی یافتیم
۷