بتی فرخ رخی فرخنده رائی
به شهرستان خوبی پادشاهی
۱میان نازنینان نازنینی
ز شیرینیش شیرین خوشه چینی
۲رخش گلبرگ خوبی ساز کرده
قدش بر سرو رعنا ناز کرده
۳گرفته سنبلش بر گل وطن گاه
سهیل آویخته از گوشهٔ ماه
۴بهار لطف را نازنده سروی
به باغ دلبری رعنا تذروی
۵ز عنبر راه را پیرایه کرده
گلش را چتر سنبل سایه کرده
۶نهان در عقد لؤلؤ درج یاقوت
حدیث شکرینش روح را قوت
۷دو چشمش چون دو جادوی فسونکار
دو زلفش کاروان مشگ تاتار
۸دهانش در حقیقت کمتر از هیچ
سر زلفین جعدش پیچ در پیچ
۹