مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم پروین اعتصامی

قالب
قطعه
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

۱

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست

۲

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست

پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

۳

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت

این اشک دیدهٔ من و خون دل شماست

۴

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سال‌هاست که با گله آشناست

۵

آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است

آن پادشا که مال رعیت خورد گداست

۶

بر قطرهٔ سرشک یتیمان نظاره کن

تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

۷

پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود

کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاست۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. گذرگهیخاست
  2. یتیمپادشاست
  3. چیستگرانبهاست
  4. گفتشماست
  5. استآشناست
  6. استگداست
  7. کنکجاست
  8. سودراست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ پروین اعتصامی

۲۲۳ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مثنویات، تمثیلات و مقطعات (۱۸۱ شعر) قرار دارد.