مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۱۰۶ - قائد تقدیر پروین اعتصامی

قالب
قطعه
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کرد آسیا ز آب، سحرگاه باز خواست

کای خودپسند، با منت این بدسری چراست

۱

از چیره‌دستی تو، مرا صبر و تاب رفت

از خیره گشتن تو، مرا وزن و قدر کاست

۲

هر روز، قسمتی ز تنم خاک میشود

وان خاک، چون نسیم بمن بگذرد، هباست

۳

آسوده‌اند کارگران جمله، وقت شب

چون من که دیده‌ای که شب و روز مبتلاست

۴

گردیدن است کار من، از ابتدای کار

آگه نیم کزین همه گردش، چه مدعاست

۵

فرسودن من از تو بدینسان، شگفت نیست

این چشمهٔ فساد، ندانستم از کجاست

۶

زان پیشتر که سوده شوم پاک، باز گرد

شاید که بازگشت تو، این درد را دواست

۷

با این خوشی، چرا به ستم خوی کرده‌ای

آلودگی، چگونه درین پاکی و صفاست

۸

در دل هر آنچه از تو نهفتم، شکستگی است

بر من هر آنچه از تو رسد، خواری و جفاست

۹

بیهوده چند عرصه بمن تنگ میکنی

بهر گذشتن تو بصحرا، هزار جاست

۱۰

خندید آب، کین ره و رسم از من و تو نیست

ما رهرویم و قائد تقدیر، رهنماست

۱۱

من از تو تیره‌روزترم، تنگدل مباش

بس فتنه‌ها که با تو نه و با من آشناست

۱۲

لرزیده‌ام همیشه ز هر باد و هر نسیم

هرگز نگفته‌ام که سموم است یا صباست

۱۳

از کوه و آفتاب، بسی لطمه خورده‌ام

بر حالم، این پریشی و افتادگی گواست

۱۴

همواره جود کردم و چیزی نخواستم

طبعم غنی و دوستیم خالی از ریاست

۱۵

بس شاخه کز فتادگیم بر فراشت سر

بس غنچه کز فروغ منش رونق و ضیاست

۱۶

ز الودگی، هر آنچه رسیدست شسته‌ام

گر حله یمانی و گر کهنه بوریاست

۱۷

از رود و دشت و دره گذشتیم هزار سال

با من نگفت هیچکسی، کاین چه ماجراست

۱۸

هر قطره‌ام که باد پراکنده میکند

آن قطره گاه در زمی و گاه در سماست

۱۹

سر گشته‌ام چو گوی، ز روزی که زاده‌ام

سرگشته دیده‌اید که او را نه سر، نه پاست

۲۰

از کار خویش، خستگیم نیست، زان سبب

کاز من همیشه باغ و چمن را گل و گیاست

۲۱

قدر تو آن بود که کنی آرد، گندمی

ور نه بکوهسار، بسی سنگ بی‌بهاست

۲۲

گر رنج میکشیم چه غم، زانکه خلق را

آسودگی و خوشدلی از آب و نان ماست

۲۳

آبم من، ار بخار شوم در چمن، خوش است

سنگی تو، گر که کار کنی بشکنی رواست

۲۴

چون کار هر کسی به سزاوار داده‌اند

از کارگاه دهر، همین کارمان سزاست

۲۵

با عزم خویش، هیچیک این ره نمیرویم

کشتی، مبرهن است که محتاج ناخداست

۲۶

در زحمتیم هر دو ز سختی و رنج، لیک

هر چ آن بما کنند، نه از ما، نه از شماست

۲۷

از ما چه صلح خیزد و جنگ، این چه فکر تست

در دست دیگریست، گر آ ب و گر آسیاست

۲۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاست۲۸ از ۲۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خواستچراست
  2. رفتکاست
  3. میشودهباست
  4. شبمبتلاست
  5. کارمدعاست
  6. نیستکجاست
  7. گرددواست
  8. کرده‌ایصفاست
  9. استجفاست
  10. میکنیجاست
  11. نیسترهنماست
  12. مباشآشناست
  13. نسیمصباست
  14. خورده‌امگواست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ پروین اعتصامی

۲۲۳ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مثنویات، تمثیلات و مقطعات (۱۸۱ شعر) قرار دارد.