مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۵۰ - حدیث مهر پروین اعتصامی

وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری

کآخر تو هم برون کن ازین آشیان سری

۱

آفاق روشن است، چه خسبی به تیرگی

روزی بپر، ببین چمن و جوئی و جری

۲

در طرف بوستان، دهن خشک تازه کن

گاهی ز آب سرد و گه از میوهٔ تری

۳

بنگر من از خوشی چه نکو روی و فربهم

ننگست چون تو مرغک مسکین لاغری

۴

گفتا حدیث مهر بیاموزدت جهان

روزی تو هم شوی چو من ایدوست مادری

۵

گرد تو چون که پر شود از کودکان خرد

جز کار مادران نکنی کار دیگری

۶

روزیکه رسم و راه پرستاریم نبود

میدوختم بسان تو، چشمی به منظری

۷

گیرم که رفته‌ایم از اینجا به گلشنی

با هم نشسته‌ایم بشاخ صنوبری

۸

تا لحظه‌ایست، تا که دمیدست نوگلی

تا ساعتی است، تا که شکفته‌است عبهری

۹

در پرده، قصه‌ایست که روزی شود شبی

در کار نکته‌ایست که شب گردد اختری

۱۰

خوشبخت، طائری که نگهبان مرغکی است

سرسبز، شاخکی که بچینند از آن بری

۱۱

فریاد شوق و بازی اطفال، دلکش است

وانگه به بام لانهٔ خرد محقری

۱۲

هر چند آشیانه گلین است و من ضعیف

باور نمیکنم چو خود اکنون توانگری

۱۳

ترسم که گر روم، برد این گنجها کسی

ترسم در آشیانه فتد ناگه آذری

۱۴

از سینه‌ام اگرچه ز بس رنج، پوست ریخت

ناچار رنجهای مرا هست کیفری

۱۵

شیرین نشد چو زحمت مادر، وظیفه‌ای

فرخنده‌تر ندیدم ازین، هیچ دفتری

۱۶

پرواز، بعد ازین هوس مرغکان ماست

ما را بتن نماند ز سعی و عمل، پری

۱۷

دربارهٔ پروین اعتصامی

۲۲۳ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مثنویات، تمثیلات و مقطعات (۱۸۱ شعر) قرار دارد.