قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ پروین اعتصامی

مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دوست، دزد حاجب و دربان نمی‌شود

گرگ سیه درون، سگ چوپان نمی‌شود

۱

ویرانهٔ تن از چه ره آباد میکنی

معمورهٔ دلست که ویران نمی‌شود

۲

درزی شو و بدوز ز پرهیز پوششی

کاین جامه جامه‌ایست که خلقان نمی‌شود

۳

دانش چو گوهریست که عمرش بود بها

باید گران خرید که ارزان نمی‌شود

۴

روشندل آنکه بیم پراکندگیش نیست

وز گردش زمانه پریشان نمی‌شود

۵

دریاست دهر، کشتی خویش استوار دار

دریا تهی ز فتنهٔ طوفان نمی‌شود

۶

دشواری حوادث هستی چو بنگری

جز در نقاب نیستی آسان نمی‌شود

۷

آن مکتبی که اهرمن بد منش گشود

از بهر طفل روح دبستان نمی‌شود

۸

همت کن و به کاری ازین نیکتر گرای

دکان آز بهر تو دکان نمی‌شود

۹

تا زاتش عناد تو گرمست دیگ جهل

هرگز خرد بخوان تو مهمان نمی‌شود

۱۰

گر شمع صد هزار بود، شمع تن دلست

تن گر هزار جلوه کند جان نمی‌شود

۱۱

تا دیده‌ات ز پرتو اخلاص روشن است

انوار حق ز چشم تو پنهان نمی‌شود

۱۲

دزد طمع چو خاتم تدبیر ما ربود

خندید و گفت: دیو سلیمان نمی‌شود

۱۳

افسانه‌ای که دست هوی مینویسدش

دیباچهٔ رسالهٔ ایمان نمی‌شود

۱۴

سرسبز آن درخت که از تیشه ایمن است

فرخنده آن امید که حرمان نمی‌شود

۱۵

هر رهنورد را نبود پای راه شوق

هر دست دست موسی عمران نمی‌شود

۱۶

کشت دروغ، بار حقیقت نمیدهد

این خشک رود، چشمهٔ حیوان نمی‌شود

۱۷

جز در نخیل خوشهٔ خرما کسی نیافت

جز بر خلیل، شعله گلستان نمی‌شود

۱۸

کار آگهی که نور معانیش رهبرست

بازارگان رستهٔ عنوان نمی‌شود

۱۹

آز و هوی که راه بهر خانه کرد سوخت

از بهر خانهٔ تو نگهبان نمی‌شود

۲۰

اندرز کرد مورچه فرزند خویشرا

گفت این بدان که مور تن آسان نمی‌شود

۲۱

آنکس که همنشین خرد شد، ز هر نسیم

چون پر کاه بی سر و سامان نمی‌شود

۲۲

دین از تو کار خواهد و کار از تو راستی

این درد با مباحثه درمان نمی‌شود

۲۳

آن کو شناخت کعبهٔ تحقیق را که چیست

در راه خلق خار مغیلان نمی‌شود

۲۴

ظلمی که عجب کرد و زیانی که تن رساند

جز با صفای روح تو جبران نمی‌شود

۲۵

ما آدمی نِی ایم، از ایراک آدمی

دردی کش پیالهٔ شیطان نمی‌شود

۲۶

پروین، خیال عشرت و آرام و خورد و خواب

از بهر عمر گمشده تاوان نمی‌شود

۲۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نمی‌شودقافیه: ـان۲۷ از ۲۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نمی‌شود» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌شودنمی‌شود
  2. میکنینمی‌شود
  3. پوششینمی‌شود
  4. بهانمی‌شود
  5. نیستنمی‌شود
  6. دارنمی‌شود
  7. بنگرینمی‌شود
  8. گشودنمی‌شود
  9. گراینمی‌شود
  10. جهلنمی‌شود
  11. دلستنمی‌شود
  12. استنمی‌شود
  13. ربودنمی‌شود
  14. مینویسدشنمی‌شود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ پروین اعتصامی

۲۲۳ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۴۲ شعر) قرار دارد.