قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۸ رودکی

شاعر
رودکی
قالب
قصیده
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست

همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند

۱

خیال رزم تو گر در دل عدو گردد

ز بیم تیغ تو بندش جدا شود از بند

۲

ز عدل تست به هم باز و صعوه را پرواز

ز حکم تست شب و روز را به هم پیوند

۳

به خوشدلی گذران بعد ازین، که باد اجل

درخت عمر بداندیش را ز پا افگند

۴

همیشه تا که بود از زمانه نام و نشان

مدام تا که بود گردش سپهر بلند

۵

به بزم عیش و طرب باد نیک‌خواه تو شاد

حسود جاه تو بادا ز غصه زار و نژند

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـند۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستخرسند
  2. گرددبند
  3. پروازپیوند
  4. اجلافگند
  5. نشانبلند
  6. شادنژند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ رودکی

۵۳۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید و قطعات (۱۲۹ شعر) قرار دارد.