غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلم خیال تو را رهنمای می‌داند

جز این طریق ندانم خدای می‌داند

۱

ز دردِ روبه عشقت چو شیر می‌نالم

اگر چه همچو سگم هرزه لای می‌داند

۲

ز فرقت تو نمی‌دانم ایچ لذت عمر

به چشم‌های کش دل‌ربای می‌داند

۳

بسی بگشت و غمت در دلم مقام گرفت

کجا رود که هم آن جای، جای می‌داند؟

۴

به حال سعدی بی‌چاره قه‌قهه چه زنی؟

که چاره در غم تو های‌های می‌داند

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می‌داندقافیه: ـای۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می‌داند» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌داندمی‌داند
  2. می‌نالممی‌داند
  3. عمرمی‌داند
  4. گرفتمی‌داند
  5. زنیمی‌داند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.