غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۲۰ سعدیشاعرسعدیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدلم خیال تو را رهنمای میداندجز این طریق ندانم خدای میداند۱ز دردِ روبه عشقت چو شیر مینالماگر چه همچو سگم هرزه لای میداند۲ز فرقت تو نمیدانم ایچ لذت عمربه چشمهای کش دلربای میداند۳بسی بگشت و غمت در دلم مقام گرفتکجا رود که هم آن جای، جای میداند؟۴به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی؟که چاره در غم تو هایهای میداند۵